تبليغاتX
آنابازیس

بیاید چهره نتورکرها رو در نظر مردم عوض کنیم ...

 در جامعه حال حاضر جامعه ما به نتورک مارکتینگ و تجارت مدرن نظر بدی دارند و به خاطر شرایط و مفاد قانونی مجلس تغییر داشته و به همین دلیل کار نتورک این گروه شرکت های نتورک مارکتینگ غیر قانونی بوده و قانون نقض می شود . پس بیاید این چهره رو عوض کنیم و در زیر سایه قانون و  با یک طرح فروش ملی و هدفمند در جهت افزایش توریسم و جهانگردی کار کنیم . تا شما با خیالی آسوده به کار خود یعنی نتورک تجارت مدرن و موج چهارم افتخار کنیم. پس با من رابط مستقیم با مسئولین ارگان و عضو فعالترین تیم ما تماس بگیرید :

ٌٌٌٌٌٌٌٌhttp://www.anabazis.com

برای اشنایی با این طرح ملی بنیاد با شماره من تماس بگیرید    ۳۷۲۸  ۵۹۰   ۰۹۱۲

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 18:28 |
چگونه سخن اغاز کنیم

 اگر قصد دارید در روابط و مناسبات اجتماعی ماهر و کارامد شوید  در وهله ی نخست باید بیاموزید که چگونه باب سخن بگشایید. این نکته را نباید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:17 |
***مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد ***

***با پول و ثروت نمی توان خود را شناخت و بدون پول و ثروت ما را نمی شناسند***     

***اگر موفقیت در اولین قدم نصیب ما می شد سعی و عمل دیگر معنی نداشت*** 

***سعی کنید در باره هر چیز .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:8 |

خوشبختانه بشر توانسته با خلق دنیای IT ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت 12:26 |

زندگی  رفتن نیست   

                زندگی ماندن و ایستادگی است

                                    و پس انداز نگاهی شیرین

                                                           حس و حالی زیبا

فروردین در راه است

        باید از ساقه ی گل غم زد و رفت

                                 تا به پروانه رسید

                                          بلبل خوش خبر و خوشوخان را

                                                       طاقت و پای نشستن هم نیست

                               کودکی آمد و است

                                             هیجان را به تماشا باشد

                                                        عشق در چهره ی او پنهان است

طبع شعرم به سبکبالی باد

                   فارغ از مشغله ها

                         به تکاپوی قلم پاسخ داد:

زندگی پنهان است

                زندگی جاذبه هاست

                          همه، دنیا متعلق به من است

                                 و جهان هر دفعه آن است که باید باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 12:24 |
اگر کاری ارزشش را داشته باشد باید آن را انجام داد. حتی اگر بار اول نتوانیم آن را خوب انجام بدهیم. ار تجربه کردن نترسید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 12:10 |
اساس زندگی خوب  برنامه ریزی کردن است و برنامه ریزی خوب در سایه حسن و تدبیر و  اینده نگری است.

( کیفیت زندگی شما بستگی دارد به کیفیت مدیریت شما در استفاده بهتر از وقت)

 

 

میشل فوکو می گه:
فرق ما با دیوانه ها در این است که ما در اکثریت هستیم.
خوش به حال اونایی که تو اقلیت هستن!!!.چون اینجوری دیگه هیچ کس با اونا کار نداره...راستش به نظر من دیوونه بودن بهتر از آدم بودن یا یه مرحله بالاتر از آدم بودن!!! دیوونه ها حداقل کاری که می کنند اینه که بهتر از آدما زندگی می کنند ...بدون گناه... بدون ریا..بدون دروغ...ساده ی ساده...حرفاشون مثل آب زلاله.خندشون واقعآ خندس وگریشون واقعآ گریه...
من می گم:
برای دیوونه بودن باید آدم بود

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 12:2 |
زندگی مجموعه ای از درس هایی است که زنجیر وار به هم پیوسته اند و با تجربه کردن می توان آنها را درک نمود.

 

می شنوم... و فراموش میکنم

                    می بینم ... و به یاد می آورم

                                      انجام می دهم ... و می فهمم.

فقط زمانی یاد می گیرید که آماده ی یادگیری باشید.

 

موفقیت چیزی بیش از پول درآوردن است.

 

موفقیت به چه معناست؟

* هر کس به اندازه ی توانایی و استعدادی که به او داده شده، آنچه را که می خواهد بدست می آورد.

کارهایی که افراد موفق در بعضی از مهترین بخش های زندگی خود انجام می دهند:

 

۱. افراد موفق زندگی را آنچه هست می پذیرند، با تمام مشکلات و مبارزات آن. آنها از شکایت کردن و نالیدن نسبت به زندگی حذر می کنند آنها مسئولیت زندگی خود را می پذیرند و جوابگوی آن هستند،بجای آنکه سرزنش کنند یا خود را تبرعه نمایند و یا به دنبال بهانه و دست آویز. آنها برای مخالفت و لجاجت با عناصر منفی زندگی، به آن پاسخ مثبت می دهند. هیچ تفاوتی نمی کنند که پیش آیید و در چه شرایطی باشند.

 

۲. افراد موفق درباره ی زندگی گرایش ها برخوردهای مثبت را گسترش می دهند. آنها به زندگی به عنوان یکسری فرصت ها و امکانات می نگرند و همواره در پی کشف این فرصت ها و امکانات هستند.

 

۳. افراد موفق روابط خوب و درست را به وجود می آورند آنها نسبت به احتیاجات و احساسات دیگران حساس هستند آنها با ملاحظه، محتاط و مودب هستند. آنها راه هایی را می شناسند که می توان توسط آنها بهترین ها را در وجود دیگران شناسایی و کشف نمود.

 

۴. افراد موفق حس هدایت و رهبری دارند و می دانند که در جهتی حرکت نمایند و هدف و مقصدی مشخص دارند آنها برای خود هدف هایی را مشخص می کنند، آنها را به انجام می رسانند و دوباره هدف های جدید برای خود در نظر می گیرند آنها از مبارزه و رقابت لذت می برند و آن را می پذیرند.

 

۵. افراد موفق میل شدید به آموختن دارند: درباره ی زندگی ، درباره ی جهان و درباره ی خودشان. آنها از آموختن لذت می برند و به آن به چشم وظیفه و تکلیف نمی نگرند آنها همیشه در حال کشف و رشد و ترقی هستند.

 

۶. افراد موفق عملگرا هستند. آنها هر کاری را انجام می دهند زیرا از سختی کار نمی ترسند و وقت خود را بیهوده تلف نمی کنند.

 

۷. افراد موفق در رفتار و سلوک شخصی، استانداردهای بالا را حفظ می کنند و ادامه می دهند. آنها می دانند که صداقت یکی از اجزاء اصلی شخصیت یک انسان خوب است. آنها در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی خود صادق و درستکار هستند.

 

۸. افراد موفق تفاوت بین بودن و زندگی کردن را می دانند و همیشه دومی را انتخاب می کنند. آنها از زندگی بیشترین و بهترین ها را برداشت می کنند زیرا خود بیشترین و بهترین را در اختیار آن قرار داده اند. هر آنچه را کاشتند درو می کنند و از زندگی به معنای واقعی و کامل آن لذت می برند.

 

تنها هدف زندگی این است که به انسان شایسته بدل شویم و آنچه که توانایی و لیاقت دریافت آن را داریم، بدست آوریم.

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 12:0 |
خداوندا

به من آرامشی عطا کن که با آن انچه را که نمی توانم تغییر دهم، بپذیرم.

شجاعتی عطا کن که با آن، آنچه را که می توانم، تغییر دهم.

و دانشی عطا کن که با آن ، تفاوت این دو را بشناسم.

 

زندگی مجموعه ای از مشکلات است . می خواهیم از آنها شکایت کنیم و ناله سر دهیم یا آنها را حل کنیم؟!!

زندگی همواره به دلخواه ما عمل نمی کند. چنانچه انتخاب روش به دست ما باشد ، می خواهیم ساده ترین، منصفانه ترین ، بهترین و لذت بخش ترین را انتخاب نماییم. دوست داریم هیچ درد و رنجی در میان نباشد،دوست نداریم کار کنیم و نمی خواهیم بمیریم. می خواهیم همیشه شاد و خوشهال باشیم. متاسفانه حق انتخاب با ما نیست. به جای ان با حقیقت روبرو هستیم. اما حقیقت بزرگترین معلم است . به ما کمک می کند تا بیاموزیم، هر چند بعضی از ارزشمند ترین درس های زندگی اغلب به ارامی و همراه با درد  آموخته می شوند.  یکی از آنها این است:  * دنیا خود را وقف خوشحال کردن ما نمی کند *

 

یکی از تفاوتهای اصلی و اساسی بین افراد موفق و کسانی که شکست می خورند و نا موفق هستند، می توان تفاوت در طرز نگرش آنها نسبت به مشکلات زندگی است. افراد ناموفق و شکست خورده سعی می کنند از مشکلات دوری نمایند یا اینکه مشکلات را دور بزنند.

اما افراد موفق مشکلات را می پذیرند و بر اساس آنها عمل می کنند، حتی اگر در این بین رنج و سختی نیز متحمل شوند. این روشی است که باید با مشکلاتمان برخورد نماییم. روبرو شدن با آنها و به دنبال حل مشکل رفتن است که به زندگی معنا می بخشد. مشکل بسیاری از مردم این است که صرفنظر از سن و سالشان،یا نمی فهمند یا نمی خواهند بپذیرند که حقیقت زندگی درگیر شدن و رویارویی با اندکی مشکلات و سختی هاست.

موفقیت واقعی ما در زندگی تا اندازه ی بسیاری با چگونگی برخورد و عکس العمل ما با مصائب و بدبختی ها تعیین می شوند. آیا از آنها فرار می کنیم یا با آنها برخورد می کنیم، ایا عقب نشینی می کنیم یا توسط آنها رشد و تعالی می یابیم، آیا تسلیم آنها می شویم یا بر آنها غلبه می کنیم؟!!

 

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 11:58 |
*خداوند از هیچ کس نمی پرسد آیا می خواهد به دنیا بیاید و زندگی کند یا خیر . به دنیا آمدن انتخابی نیست. باید آن را پذیرفت. تنها انتخاب، چگونگی زندگی کردن ماست.*

 

**** بزرگترین آزادی مان ، بزرگترین منبع قدرت ماست.

و... اما این ازادی بزرگ و این منبع قدرت ما چیست؟

در یکی از روزهای کلاس فلسفه ، ما درباره وجود خداوند بحث و گفتگو کردیم. یکی از همکلاسی ها به مدت طولانی با استاد بحثی را شروع کرد .وی سوالی را پرسید که من بارها آن را شنیده بودم.

(اگر خداوند این گونه که شما می گویید اینقدر خوب و قدرتمند است پس چرا اجازه این همه رنج و درد را می دهد؟ چرا او ما را طوری نیافرید که همیشه سالم و خوشبخت باشیم؟

به نظر میرسید معلم منتظر چنین سوالی باشد و من نیز هرگز جواب او را فراموش نمی کنم . او پاسخ داد:

*اگر خداوند ما را این چنین خلق می کرد در این صورت ما چیزی جز عروسکهای خیمه شب بازی نبودیم. او نخ های ما را می کشید و ما ابدا هیچ قدرتی از خود نداشتیم.

*در این صورت درست است که ما هیچ درد و رنجی نداشتیم و سختی را تحمل نمی کردیم ، اما بدون اینها ما هرگز مهنای واقعی پیروزی و لذت در زندگی را نمی شناختیم.

*هیچ دلیلی برای یافتن معنای انها یا هیچ هدف و مقصود خاصی برای خود نداشتیم. ما چیزی بیش از روبوت های برنامه ریزی شده و بی فکر نبودیم .خداوند کار بسیار مهمتر و بهتری انجام داد . او ما را با داشتن آزادی افرید.

*او به ما زندگی داد و همچنین به ما آزادی عطا کرد تا با این آزادی برای زندگی خود تصمیم بگیریم که چکار انجام دهیم.

*او به ما قدرت انتخاب راه و روش زندگی را داد . آزادی برای تصمیم گیری و قدرت برای انتخاب.

چه درس بزرگی ذرزندگی بود! متاسفانه ،هنوز هم چه بسیارند کسانی که این آزادی بزرگ را نمی شناسند یا این قدرت بزرگ را به کار نمی گیرند . بارها و بارها خود را گنهکار می دانم که با وجود این درس های ارزشمند بی خبر بودم.متاسفانه ما همیشه آنچه را که آموخته ایم به کار نمی بندیم.

( انسان ها طوری خلق نشده اند که با شانس زنده باشند ، ما  طوری خلق شده ایم که با انتخاب زندکی می کنیم)

                            * بزرگترین قدرتی که هر فرد داراست ، قدرت انتخاب است.*

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت 11:54 |


Powered By
BLOGFA.COM